السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

216

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

فعليه منّي ألف ألف تحية * و على الصحابة كلّهم أهل الذمم « 1 » 1 - شير جنگ‌ها و سرور و دلير ، كسى كه با شمشير برّانش تاريكىها و ظلمت‌ها را در نورديد 2 - داماد پيامبر ، برادرش ، باب دانشهاى او ، داورترين ياران ، داراى سرشت و اخلاق نيكو 3 - پارسايى و خويشتن‌دارى بسيار لباس اوست و عدالت فراگير همراه با بخشش روانداز اوست 4 - در برابر بخشش او ، دريا چيست ؟ امواج دريا چيست ؟ تمام سيل‌ها چيست ؟ و باران بامدادى و مداوم چيست ؟ 5 - شجاعت و شهامت و حيا و هم‌چنين فصاحت و بلاغت و حكمت‌ها از آن اوست 6 - عنتر و غير او در جنگ چيست ؟ شيران كوهستان در برابر او چيستند ؟ هنگامى كه جنگ بر افروزد 7 - زاده‌ى ساعده‌ى بليغ نزد او كيست ؟ سحبان كيست ؟ اگر سخن نثر و يا نظم بفرمايد 8 - تمام فضيلت‌ها را به دست آورد منزّه است كسى كه از فضل خود از قديم آن‌ها را به او عطا فرمود 9 - پيامبر را يارى كرد و چه بسيار خود را فدايى او دانست ، ارزانىاش باد اين‌چنين پسرعمويى كه بخشش او برآفريدگان فراگير شد 10 - به حقيقت همگان به برترى او اقرار كردند و اين امر آشكارى درباره‌ى على است كه ابهامى در آن نيست 11 - اينك از جانب من بر او هزار هزار درود و بر تمامى صحابه كه اهل وفا به پيمان‌هايند شرح حالش 1 - سخاوى چنين گويد : « عبدالعزيزبن عمربن محمّدبن محمّدبن ابوالخير محمّد العز أبوفارس و أبوالخير فرزند دوستمان نجم ابوالقاسم هاشمى مكّى شافعى كه مانند پدرش به « ابن‌فهد » شناخته مىشود ، در جست‌وجو و ضبط حديث پيشى گرفت . . . و در تدريس و افاده و حديث گفتن به او اجازه دادم و جوجرى هم در

--> ( 1 ) . غاية المرام بأخبار سلطنة البلد الحرام - شرح حال اميرالمؤمنين عليه السلام .